سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
جمکرانی شویم
معبر عارف
دوستی جاهلان، دگرگون شونده و زودْ گسلنده است . [امام علی علیه السلام]
>>آناهاتا ( یکشنبه 87/6/17 :: ساعت 5:23 صبح)

- آنچه می خواهم در راه است، و درست طبق برنامه ای که خداوند مقرر کرده از راه خواهد رسید، نه طبق برنامه من. هر آنچه اکنون برایم روی داده و من آن را به شکل مشکلی تجربه میکنم در حقیقت برکتی است که طبق مصلحت خداوند و برای تکامل من تغییر شکل داده؛ هر چه آرزو دارم در راه است و طبق طبق، در حقیقت بسیار بیشتر از آنچه بتوانم تصور کنم از راه خواهد رسید. این بینش من است و به آن تکیه می کنم و علی رغم آنچه پیش آید سپاسگذار خداوند خواهم بود.
- من به جسمم به عنوان بخشی از هنر شخصی خداوند می نگرم. من در ارتباط با خداوندم زیرا از همان نیرویی منشأ گرفته ام که مرا آفریده و کامل است.
- اصالت واقعی آن نیست که از دیگری بهتر باشیم، بلکه آن است که از آنچه بوده ایم بهتر شویم.
آن قدر زیسته ام که بدانم چه کارهایی را با دست خالی میتوان انجام داد. کسی به خدا نزدیکتر است که کمتر نیازمند باشد.  «سقراط»
- هیچ گونه بیماری به طرف زندگیم جلب نخواهم کرد، به خودم اجازه نمی دهم احساس پیری، عدم توانایی و سستی کنم. به آلزایمر، سرطان یا هر بیماری دیگری اجازه ورود به زندگیم را نمی دهم و به ارتعاشاتی که مرا از وصول به بینش الهی باز می دارند اجازه ورود به وجودم را نمی دهم. در جهان الهی زندگی می کنم که خداوند آنرا هدایت میکند، از چیزی نمیترسم، به خودم اعتماد دارم و بنابراین به خردی اعتماد دارم که مرا خلق کرده است.
- مرا وسیله خود قرار بده. بگذار تو را در هر انسان ببینم، کمک کن تا خودم را در دیگران ببینم. وقتی چیزی برای خود میخواهم نخست آن را به دیگران عطا کن، زیرا تو خود چنین هستی و من می خواهم مثل تو باشم.

- اگر میتوانستیم تاریخچه زندگی خصوصی دشمنان خود را بخوانیم میفهمیدیم رنجها و اندوههای هر انسان آنقدر زیاد است که میتواند تمام خصومتها را از میان بردارد. «هنری وردزورث لانگ فلو»
- وقتی از مردم می پرسند که خداوند کجاست، آنها اغلب به آسمان و یا محلی دور دست اشاره میکنند؛ با این ترتیب تعجبی ندارد اگر او خود را عیان نسازد! او را در درون خود، همراه خود و اطراف خود دریابید تا حضورش را در همه جا ببینید و احساس کنید.   «ساتیا سای بابا»

- از آنجا که اندیشه شما خدایی نیست، خداوند به آن پاسخ نمی دهد. اگر به آن پاسخ دهد یعنی آن را مبدل به واقعیت میکند. اگر خدا چیزی را به جز کمال و وحدانیت تصدیق کند دیگر خود نمی تواند کامل ویکتا باشد.  «گری رنارد»


  نوشته های دیگران ()
>>آناهاتا ( جمعه 87/5/25 :: ساعت 8:0 صبح)

تسلیم را تمرین کنید که این شاه کلید عشق است. در واقع کلیه احکام الهی و سفارشات دینی راهی است برای تحقق تسلیم حقیقی. زیرا آن که در برابر خدا تسلیم است، با او یکی است و به او پیوسته و این هدف غایی آفرینش انسان و جهان است... . "با تسلیم بودن، منیت ناپدید می شود" و آنگاه که "خودی، در میان نباشد، عشق آشکار می شود و عشق، رستگاری و خوشبختی حقیقی است. در طول تاریخ انبیاء و معلمان الهی همین تسلیم را محور اصلی تمرین شاگردان و پیروان خود قرارا داده اند. امتحانات الهی در همین راستا قرار دارند، یعنی هر لحظه عشق و تسلیم ما را در برابر خداوند محک می زنند.
استاد به شاگرد خود تکلیف می دهد، اما همه این تکالیف و اوامر در واقع شایستگی و صلاحیت لازم جهت دریافت تعالیم بزرگ و تعلیم اعظم را داراست. تنها در چنین شرایطی است که فرد، مورد تأیید و منتخب خداوند و معلم الهی است. در اینجا دوران آموزش ظاهری به پایان می رسد و این مرحله تعالیم اسرار است...
زندگی نیز روندی است جهت گسترش و استقرار تسلیم، این افزایش و تثبیت جریان الهی در زندگی است. انسان همه چیز دارد. همه حقیقت و کل اسرار در انسان نهفته شده، بنابراین نیاز به تقویت یا افزایش چیزی نیست، تنها لازم است که انسان، شایستگی و آمادگی کافی جهت آشکاری آنچه خداوند به او بخشیده را کسب نماید... .
منتخبین خداوند با واگذاری مسئولیت کوچک، ما را برای مسئولیت های بزرگ آماده می کنند. با انجام صحیح تکالیف جزئی، خود را برای اجرای تکالیف بزرگ آماده میکنیم. و تسلیم بهترین تمرین است. این تمرین پرواز است.
"نگران نباشید زیرا بودن شما در نبودن شماست"، پس نبودن "من" را تمرین کنید. آنگاه که "من" ناپدید می شود، سایه های "من" نیز محو می گردند. وقتی شما نباشید، سایه از شما به جا نمی ماند. "نبودن من تنها در عشق و تسلیم است که میسر می شود" و در این عشق و تسلیم، سایه ای از من باقی نمی ماند، نه خودخواهی، نه خود بینی، نه خود پرستی. اینها را تمرین کنید که این تمرین به قلب هدف می زند...
هر لحظه زندگی آزمونی است از اینکه، آیا دوست خداوندیم یا دشمن خدا، آیا بنده خداییم یا غیر خدا؟ آیا تسلیم خدا هستیم یا غیر خدا؟...
برگرفته از: کتاب جریان هدایت الهی


  نوشته های دیگران ()
>>آناهاتا ( شنبه 87/4/1 :: ساعت 5:50 صبح)

آزادی اختیار به آن معنا نیست که انسان مجاز است برنامه ریزی کند؛ فقط به این معنا است که انسان قادر است آن چه را که مایل است در زمان موعود، انتخاب کند.  «درسی در فراگیری معجزات الهی»

مهمترین نکته این است که: انسان در هر زمان آماده باشد تا آنچه را که در وجود خود دارد، برای آنچه که ممکن است بشود، ایثار کند... «شارل دوبوا»

تنویر روح، صرفاً شامل دیدن اشکال نورانی و مکاشفات گوناگون نیست. بلکه در این است که تاریکی را نمایان ساخت. شیوه دوم بسیار سخت تر است، و در نتیجه، مورد پذیرش عموم نیست. «کارل یونگ»

کشتی در بندر امن است...اما کشتیها برای این ساخته نشده اند... «جان.ان.شِد»

آنچه قرار است نور ارزانی کند، باید تحمل سوختن نیز داشته باشد... «ویکتور فرانکل»

سفر واقعی کشف حقایق عبارت است از این که: در جستجوی مکانهای تازه نباشید، بلکه دیدگانی تازه داشته باشید. «مارسل پروست»

شما نمی توانید از چیزی که نمی شناسید، فراتر روید. برای فراتر رفتن، لازم است خود را بشناسید. «شری نیسارگاداتا ماهاراج»

یک استاد بزرگ، هرگز سعی ندارد مکاشفه اش را توضیح دهد؛ فقط از شما می خواهد در کنارش بایستید، و خودتان با چشمهایتان ببینید... «پدر روحانی آر.اینمان»

خداوند به تسکین دادن آشفتگان، و به آشفته ساختن آنان که راحتند، می پردازد... «ناشناس»

زندگی همواره به این معنا نیست که انسان کارتهای برنده در دست داشته باشد، بلکه به این معناست که با کارتهای بسیار بدش، خوب بازی کند... «جک لندن»

هر آنچه را خوش دارید یا بدتان می آید، به دست فراموشی سپارید! صرفاً کاری را انجام دهید که وظیفه دارید به انجام رسانید. ممکن است این کار سعادت آفرین نباشد، اما «عظمت» نام دارد... «جرج برنارد شاو»

پیش از آنکه بتوانی نور را مشاهده نمایی، لازم است با تاریکی دست و پنجه نرم کنی... «ماماکیا»

هرگز هیچ چیز واقعی در خطر نیست. و نیز هرگز هیچ چیز غیر واقعی، وجود ندارد. در این حقیقت، آرامش الهی نهفته است... «درسی در مورد معجزات الهی»

غنودم و در رویا دیدم که زندگی سراپا شادمانی است!
بیدار گشتم و دیدم که زندگی هیچ چیز مگر خدمت نیست.
کمر به خدمت بستم و دریافتم که خدمت، همانا شادمانی است. «رابین درانات تاگور»

فرصتی برای اندیشیدن کنار گذارید، اما هنگامی که وقت عمل فرا رسید، دست از تفکر بردارید و وارد عمل شوید!

راز موفقیت در زندگی: خود را برای رویارویی با هر نوع موقعیت ویژه آماده سازید! «بنجامین دیزرئلی»

ما همیشه نمی توانیم دست به کارهای بزرگی در زندگی بزنیم، اما می توانیم دست به کارهای کوچکتر بزنیم، و آن کارها را با عشقی بزرگ انجام دهیم... «ماماکیا»

هدایا به راستی عالی هستند؛ مراقبه و تمرینات مذهبی نیز قادرند ذهن را آرام سازند؛ به همان اندازه، درک حقیقت ناب و بزرگ، انسان را به نیروانا هدایت می کند، اما بیشتر و والاتر از هر چیز، محبت و مهر ورزی و عشق به دیگران است... «بودا»

هیچ نقشه ای وجود ندارد. هیچ نوع اعتقاد و فلسفه ای وجود ندارد. زین پس، مسیرها، مستقیم از عالم هستی آغاز می گردند... «آکشارانور»


  نوشته های دیگران ()
>>آناهاتا ( چهارشنبه 87/3/1 :: ساعت 6:22 صبح)

-آن هنگام که افکاری رام نشدنی  در ذهن آدمی شکل می گیرد، روح جایگاه خود را ترک می کند. و هنگامی که روح، جایگاه بحق خود را ترک می کند، آن شش سارق که همانا دیدگان، گوش ها، دهان، بینی، کالبد و اندیشه ها است، به اشغال کردن قلب مبادرت می ورزند و آن را نابود می سازند. و هنگامی که قلب اشغال میشود و نابود می گردد، کالبد جسمانی دیگر از هیچ مرکزی برخوردار نیست، و آدمی دیگر بار ناگزیر است به بعد زمینی بازگردد. ممکن است به حیوان، یا شبحی گرسنه، یا روحی آواره مبدل شود. بنابراین هرگز اجازه ندهید اندیشه هایتان به راه انحراف روند، زیرا در غیر این صورت، در ده ها هزار جزای کارمیکی سقوط خواهید کرد.

-فاصله میان بهشت و زمین، بنا به آن چه گفته شده است، هشتاد و چهار هزار فرسخ است. فاصله میان قلب و کلیه های آدمی نیز هشت و چهاردهم بند انگشت است... کلیه ها، همانا به عنوان « کلیه های داخلی » معروف اند، یعنی منطقه ای که درست سه بند انگشت پایین تر از ناف قرار دارد. در این جا، تمام مجراهای بدن با هم ملاقات می کنند. بگذارید نَفَس در آن قسمت شناور شود... آن هنگام، با بیرون دادن نفستان، شاهد گشوده شدن تمام مجراها می گردید. دوباره هنگامی که نفستان را به درون فرو می دهید، این مجرا ها بسته می شود. اسرار آسمان و زمین، تماماً در همین نفس آدمی جمع آوری گردیده است! یعنی در دم و بازدم. اگر تنفس آدمی، این قسمت از بدن را که میان قلب و کلیه ها است درگیر سازد، پس خون شما کاملاً سالم خواهد بود، و جریان خون شما، با نهایت راحتی به کار خود ادامه خواهد داد. حال اگر عواطف از میان رفته باشد، پس بیماری های شما نیز بدون استفاده از هیچ داروی گیاهی، رفع خواهد شد.

-انرژی های واقعی و حقیقی یین و یانگ، در اعضای داخلی کالبد جسمانی ما سکونت دارد. یانگ واقعی در داخل کبد جای دارد، و یین واقعی هم در داخل ریه ها. از سوی دیگر کبد، به عنصر چوب وابسته است، و همانا جایگاه روح می باشد. ریه ها نیز به عنصر فلز وابسته است، و آنجا، همانا مقر جان آدمی است. گفته می شود که فلز دختر توئی (یا دریاچه) است، که همانا سرای غربی پاکوآ می باشد. به همان اندازه، گفته می شود که چوب، پسر چِن (یا تندر) است، که همانا یرای شرقی پاکوآ می باشد. به همین خاطر است که می گویند چوب در مناطق شرقی، بیش تر و بهتر یافت می شود، و فلز هم در مناطق غربی بهتر شکل می گیرد. بنابراین معنی نماد «ازدواج» یا «پیوند» میان پسر شرق و دختر غرب همین است.
از آمیزش انرژی های یین و یانگ، نطفه ای شکل می گیرد که باید به مدت ده ماه، در داخل بطنی پرورش یابد. این نطفه، همان کپسول طلاست که از انرژی حیاتی پالایش شده موجود در کالبد جسمانی، به وجود آمده است. به همان اندازه، اصطلاح «ده ماه بارداری» را در زمانی استفاده می کنیم که بخواهیم حالت کالبد را در مدتی که جان در حال شکل گیری است، توصیف کنیم. بدینسان، گفته می شود که جان، پسر انرژی حیاتی است، و انرژی حیاتی هم مادر جان است. هنگامی که سرانجام جان به طور کامل شکل گرفت، همچون نوزادی سالم، از درون کالبد بیرون می آید و قدم به عالم می نهد. و اینک، با کیمیاگری پایان یافته و کاملی رویارو هستیم. و بدینسان، آدمی می تواند همراه با خورشید و ماه مسن گردد و با آسمان و زمین در هم بیامیزد و در آن ادغام شود.


  نوشته های دیگران ()
>>آناهاتا ( چهارشنبه 87/3/1 :: ساعت 6:19 صبح)

برای من فقط راه هایی وجود دارد که دل دارند. در هر راهی می روم که شاید راهی باشد که دل دارد. به آنجا می روم و تنها مبارزه طلبی با ارزش برای من پیمودن تمام طول آن راه است، به آنجا می روم و می بینم و مشتاقانه می بینم.
-راه بادل نوعی استعاره بود برای این اطمینان که آدم با وجود ناپایداری باید همچنان پیش برود و بایستی قادر باشد رضایت و کمال شخصی را در عمل انتخاب پاسخگو ترین چاره بیابد و خود را کاملاً با آن شناسایی کند و همانند شمرد.

در این دنیا چیزی که یک سالک نتواند آن را بیان کند وجود ندارد.
یک سالک می پندارد که مرده است و به همین علت چیزی برای از دست دادن ندارد.
او همیشه آرام و خاطر جمع است. چون بدترین پیشامدها برایش رخ داده است. اما از گفتار و رفتارش چنین بر نمی آید که شاهد همه چیز بوده است.

 


  نوشته های دیگران ()
>>آناهاتا ( چهارشنبه 87/3/1 :: ساعت 6:13 صبح)

معشوق را در یکی بیابید و به یکی در معشوق عشق بورزید.

...آنگاه مست شوید و شوریده شوید وبه شورآیید و به رقص در آیید وسر خود را بر دست بگیرید و خود را به دست معشوق بسپارید ودرسرورابدی با پادشاه آسمانها و سرور زیبای خود برقصید و برقصید و برقصید.


  نوشته های دیگران ()
 
فهرست ها
 RSS 
خانه
ارتباط با من
درباره من
پارسی بلاگ

بازدید امروز: 0
بازدید دیروز:  4
مجموع بازدیدها:  23926
منوها
» درباره خودم «


معبر عارف

» لوگوی وبلاگ «


» لوگوی دوستان «




» آهنگ وبلاگ «


» وضعیت من در یاهو «

یــــاهـو